تصویر تصادفی

نظر کاربران

نظر شما درباره محتوای سایت چیست؟
  

حاضرین در سایت

51 میهمان حاضرند

تبلیغات

از بلندای عشق

صفحه اصلی arrow  مقالات arrow مقاله arrow عوامل مخرب و تهديد كننده كوهستان
عوامل مخرب و تهديد كننده كوهستان چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیر   
از آنجايي كه بشر همزيستي موزون و صلح آميز خود را با طبيعت شكننده و ظريف كوهستان از دست داده است، عواملي مانند سيل و تغييرات فصلي هواي غيرمتعارف، حركت‌هاي توده‌اي زمين، انهدام گونه‌هاي گياهي و جانوري و ... ناشي از كنش متقابل و قانون مند كوهستان در برابر بهره برداري‌هاي بي رويه و خودخواهانه و در نهايت خود ستيز انسان از اين منابع بيكران كه آن را به چالش گرفته است مي‌باشد  ،  ضعف بازسازي و ترميم پذيري كوهستان و آسيب پذيري آن كه هنوز به باور ما ننشسته، عليرغم چهره مقاوم و زمخت و پايدار كوهستان قطعي و جدي مي‌باشد:

1ـ پاك تراشي

پاك تراشي پوشش گياهي چه در فرازين و چه فرودين كوه‌ها و جنگلها به منظور توليد چوب، تبديل اراضي كه متاسفانه در سال‌هاي اوايل انقلاب و اوايل دهه 60 در حد گسترده‌اي صورت گرفت، بعدها به شكل خزنده و با استفاده از اهرم‌هاي مجاري گوناگون ادامه يافت و جاي آن‌ها ويلاها و ساختمان‌هاي مجلل، براي اقشار مرفه جامعه ساخته شده‌است به قدري ويلاسازي توسعه يافته كه امروز كمتر جايي از مناطق زيباي كوه‌ها و جنگلهاي شمال را ميتوان يافت كه با تخريب منابع تبديل به شهرك‌هايي تحت عنوان شهرك پزشكان، شهرك مهندسين و شهرك اساتيد و غیره نشده باشد آن چه تحت عنوان اراضي كشاورزي جاي منابع ملي را گرفته بود امروز كمتر اثري از آن باقي مانده است. كه در ارتفاعات منطقه  چه در كوه پايه‌ها و چه در آخرين حد رويش جنگل و چه در پايين ترين حد شروع جنگل و چه در اعماق جنگلها و همه جا به وفور ديده مي‌شود .

2ـ جاده‌سازي

جاده سازي‌هاي غيراصولي، بدون توجه به عوارض حاصله كه با تخريب كلان و جبران ناپذير خود تا چكاد قله‌هاي ما پيش رفته است ،  اين جاده كشي‌هاي بي ضابطه اثرات تخريبي آن مانند از بين رفتن يگانگي طبيعت و فروپاشي چرخه حيات كوهستان نابودي زيستگاه جانوري و گياهي، كاهش ارزش‌هاي زيباشناسي و جزيره‌اي شدن با حجم زياد خاك برداري ،  آسيب ديدگي مناطق حساس، و عبور اين راه‌ها از مناطق مستعد فرسايش و لغزش كه با هر بارندگي و ريزش‌هاي جانبي دامنه راه‌ها عريض تر شده ، دائماً ادامه دارد. كل راه‌هاي قبل از انقلاب در جنگلهاي شمال 184914 كيلومتر بوده بعد از انقلاب تا سال 1378 به 657939 كيلومتر رسيده است.جاده سه‌هزار عليرغم اين كه منطقه حفاظت شده ناميده شده‌است جاده آن در دست اقدام مي‌باشد با انحراف رودخانه بزرگ و خروشان سه‌هزار در چندين جا و تجاوز به حريم و بستر آن‌ها كه بعداً سيلاب همه متصرفات را از متجاوز پس گرفته و روز از نو و روزي از نو را شروع نمودند بخش وسيعي از اين جاده در حاشيه رودخانه كشيده شده كه اكثر مواقع سيلاب و يا بهمن آن را تخريب مي‌نمايد. و سرانجام با خاك برداري بسيار زياد در منطقه «بالان» به بسترهاي شني كوهستان برخورد نموده كه سريعاً در اختيار يكي از كارخانجات شن و ماسه تنكابن جهت بهره برداري قرار گرفته و روزانه چندين كاميون از شن‌هاي مرغوب اين كوهستان را به پايين حمل مي‌نمايند). كه خود حكايتي است مفصل .  حجم بسيار هنگفتي از درختان دير رشد و گونه‌هاي ناياب منطقه زيباي سه‌هزار بويژه حاشيه رودخانه  نابود شده تا جاده را به روستاي «يوج» رسانده و از اين نقطه كه با خاك برداري وسيع با رانش فراوان سمت كوه و سمت دره منتهي به رودخانه مواجه‌اند، بعد از «يوج» يك شاخه به سوي «مران» و «سَل انبار» مي‌رود كه شاخه ديگر به سوي ((درجان)) كه خدا مي‌داند چه قدر خاك برداري شده و چه قدر درخت‌هاي و بوته‌هاي مثمر كه غذاي جانوران آن زيست بوم را تامين مي‌نمود نابود شد. تا خود را به استان قزوين برساند و هرگز نمي‌تواند جايگزين مناسبي (با همه هزينه‌هاي گزاف) براي جاده كندوان و غيره باشد!جاده‌اي كه امروز وارد چكاد قله سماموس (اين يگانه قله رويايي كشور كه نسبت به همه قله‌ها به درياي خزر نزديك تر است) شده، جاده‌اي كه چكاد قله خشچال را نشانه گرفته است جاده‌اي كه براي معدن كلاردشت كشيده شد، و آن جاده‌هايي كه براي برداشت و استحصال محصولات جنگلي و قطع بي رحمانه درختان كشيده شدنده مانند جاده‌اي كه از روستاي (پرده سر) دوهزار به سمت مغرب كشيده شد و قصد ادامه خود را به سوي جنگلها و كوه‌هاي رامسر را دارد، حجم غيرقابل تصوري از درختان خزان و ناياب شمشاد را به اعماق دره‌ها با( گل و ريشه) هدايت نموده! و به نقل از دوستي كه خود با چشمش شاهد بود كه هنگام جاده سازي سنگي به بزرگي يك ويلا به حركت درآمده و زماني كه دور تند گرفته در شيب تند طولاني درختان قطور را از مسير خود نابود نموده! در طرح ليره سر، طرح لساكوتي جاده‌ها به قدري طولاني و تو در تو و وسيع است كه حتي كوهنوردان هنگام فرود از بالا درون آن گم مي‌شوند نمي‌دانند از كدام جاده منشعب شده فرود آيند و....

3ـ چراي بي رويه

 عدم تعادل دام و مرتع كه تا 3 برابر افزايش يافته است يكي از تهديدهاي جدي براي مناطق كوهستاني به شمار مي‌آيد و پيامد درازمدت و سنگين آن به سادگي قابل جبران نيست. با توجه به حساسيت مراتع كوهستاني در برابر فرسايش و محدوديت‌هاي رويشي زياد آن و ترميم پذيري آن در صورت انهدام حيات گياهي و شروع فرسايش عملاً غيرممكن است اگر مراتع، حفظ شود، چون علف و چمن طبيعي با درهم رفتن ريشه‌هاي يكديگر موجب حفظ خاك مي‌شود، مي‌تواند از فرسايش آن جلوگيري نمايد و خاك را از سرما و گرما حفظ نمايد و گله‌ها با چراي بيش از حد و ظرفيت موجب برهنگي خاك مي‌شوند و از طرفي با لگدكوب نمودن خاك نرم و مرطوب آن را سفت مي‌كنند و از نفوذ آب و هوا به خاك جلوگيري مي‌نمايند و كم كم استپ جاي خود را به بيابان مي‌دهد. چراي خارج فصل نيز با توجه موقعيت اقليمي منطقه در بين گله داران متداول است تا زماني كه زمين پوشيده از برف نشود دست از مرتع بر نخواهند داشت (مراتع منطقه ما حدود 80 هزار هكتار است) چوپانان با روش (پيچه) يك منطقه را قرق مي‌كنند تا علف لازم مجدداً روئيده شود براي تعليف بعدي با توجه به توجيه اقتصادي دامداري و تعليف رايگان آن توسط دام داران سنتی عليرغم اين كه دولت هزينه‌هاي هنگفتي براي خروج دام پرداخت نمود ولي با افزايش زادآوري گله‌ها به جمعيت آن به سرعت افزوده مي‌شود. چوپانان سر شاخه‌هاي پربرگ درختان كهنسال و تنك حد آخر رويش جنگل را جهت ذخيره زمستاني دام خود قطع مي‌نمايند. آن‌ها گياهان انگلي كه خزه مانند روي تنه درختان روئيده مي‌شود نيز جهت ذخيره زمستاني برداشت مي‌نمايند، نيلوفرهاي كوهي، پيچك‌ها شاخه‌هاي نرم درختان يكساله و همه گونه گياهاني كه قابليت ذخيره شده را داشته باشد مانند، كنگر، مَمَنبر و ويل و غيره جهت علوفه جمع آوري مي‌نمايند. سوزاندن بوته‌ها به ويژه گَوَن و سرو رونده‌اي به نام آروج روش ناپسند (كت زدن) يعني با داس و تبر تنه درختان را لاشه گيري مي‌نمايند پس از مد.تي آن قسمت خشك شده كم كم پوكيده شده و محل ورود كرم‌ها و انگل‌ها و حشرات و داركوب‌ها مي‌شود  ،  آرم آرام در اندام درختان رخنه نموده و آنگاه با بادي شديد به سجده خاك مي‌افتد با اين كار دام داران هم ذخيره سوخت خود را تامين نموده و هم مرتع را گسترش مي‌دهند! حكايت‌هايي آن بالا وجود دارد كه از حوصله شرح آن در اين جا خارج است.
4 توریسمقله‌هاي بلند و پربرف كه يخچال‌هاي آن در تمام طول سال از دوردست‌ها ديده مي‌شوند، مناظر بديع و تفرج گاه‌هاي  مختلف در چشم اندازهاي خيره كننده آن، آب و آب و هوا و همه و همه كوه‌هاي ما را در منطقه البرز غربي به  كانون جذب گردشگران داخلی نموده است. هواي پاك و خنك، مناظر با شكوه و الهام بخش آميخته با فرهنگ کم نظير و تماس با ميراث فرهنگي جوامع كوه نشين هر ساله موجب جذب هزاران نفر از گردشگران به ارتفاعات شده است. با توجه به اين امروز در دنيا، كوهستان‌ها تحت فشار نيازهايي قرار دارند كه اضافه درآمد و رفاه اجتماعي به بار مي‌آورند، كوهستان‌هاي ما تحت فشار نيازهاي معيشتي جوامع يك جانشين و يا كوچ در خود قرار گرفته‌اند. تجارت مربوط به گردش در كوهستان مانند تله كابين‌ها، اسكي، هتل‌ها، رستوران‌ها، قبل از هر چيز با تخريب گياهان و تهديد جانوران با احداث راهها و نصب دكل‌ها همراه بوده است. كاهش گونه‌هاي بومي، تخريب زيست گاه‌ها، تغيير رفتار و عادت حيات وحش، آلودگي زيست بوم با رها نمودن زباله‌هاي تجزيه نشدني، شكاندن و سوزاندن شاخه‌ها و درختچه‌ها، اختلال در روش زندگي سنتي جوامع كوه نشين، تهديد گويش‌هاي محلي و الگوهاي باستاني زندگي آلودگي صوتي و فشار فزاينده جمعيت بر منابع محدود كوهستان و استفاده از شيوه‌هاي تقليدي غيرمنطبق با شرايط اقليمي موجود از دست آوردهاي توريسم وطني است، تله كابين نمك آبرود چالوس نمونه‌اي از اين دست مي‌باشد و تله كابين رامسر كه جاده آن دقيقا با 3 متر فاصله از غار چاهي زيباي «ايل ميلي» از چكاد اين قله جنگلي نيز گذاشته است!گردشگري در كوهستان به توسعه در چارچوب شرايط خاص و فرهنگ محلي نياز دارد. تدوين كنندگان سياست‌ها، مقررات و روش‌ها مي‌توانند، براساس دانش و سنن محلي كه احترام به تنوع طبيعي و فرهنگي جوامع را تضمين نمايد، فعاليت‌ها را تنظيم كنند ( با در نظر گرفتن منافع مردم كوهنشين). با اين كه گردشگري يكي از پرشتاب ترين بخش‌هاي اقتصاد جهان امروز شده است متاسفانه از كمترين قانونمندي‌هاي لازم برخوردار است. سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي مي‌توانند از طريق آموزش و روش‌هاي گردشگري مسئولانه، نسبت به كسب حقوق گردشگري برابر كمك نمايند با مديريت صحيح و مسئولانه، اكوتوريسم مي‌تواند ابزار ارزش مندي با حفظ منابع ملي، به گسترش گردشگري منجر شود. كافي است سري به جاده عباس آباد، كلاردشت، جاده دوهزار، سه‌هزار جاده دالخاني و جاده جواهرده و ... بزنيد و زباله‌هاي انباشته در حاشيه اين جاده ها یکی از عواقب این داستان است متأسفانه بدون در نظر گرفتن زوایای منفی تله کابین ها در شهرهای شمالی، به فاصله چند کیلومتر از یکدیگر در حال نصب و توسعه می باشند.

5ـ معادن

معادن به ويژه معادن روباز زيان‌هاي جبران ناپذيري به آبخيزها زده و با تخريب فيزيكي و شيميايي خود چه در سطح بالادست مراتع مانند (معدن منطقه بالان سه‌هزار و معدن ديوچال كلاردشت) و چه در سطح بالادست جنگل و يا اعماق جنگل (مانند برداشت ميلياردها تن سنگ از جنگل سه‌هزار طي چندين سال جهت تخليه در ساحل خزر و جلوگيري از پيشروي آب دريا) كه هم موجب اختلال در طبيعت سواحل شده و هم جنگل و ....معدن ديوچال كلاردشت با انفجارهاي فراوان در ارتفاعات علم كوه ، اين منطقه را به تل‌هاي عظيم سنگ‌هاي استحصال شده بدل نمود. حوزه آب خيز سرد آبرود در بالادست جنگل براي بهره برداري از سنگ‌هاي تزئيني گرانيت آن بيش از ده سال است كه تهديد مي‌شود. بستر رودخانه نابود شده و آن را آماده سيل نموده است. تخريب مورفولوژي زمين، فرسايش خاك با شيب تند دامنه‌هاي در حال برداشت، آلودگي آب، خاك، هوا، آلودگي صوتي، ناشي از انفجار، راه سازي غيركارشناسانه جهت رسيدن به معادن بيشتر و تازه تر و نامحدود بودن ميزان فعاليت و برداشت و ...!! معدني كه مي‌تواند به شکل مشابه با كيفيت و گستردگي و هزينه كم تر در غير از مناطق نيمه مرطوب و پرآسيب ما ايجاد شود.

6ـ زباله

حدود 25 سال است كه براي حل معضل زباله‌هاي شمال طرح ارائه مي‌شود، اما در عمل خبري نيست، 65% زباله‌هاي شهري در جنگلهاي شمال تخليه مي‌شود و عرصه‌اي به مساحت 2800 هكتار را با تخليه روزانه 1900 تن به خود اختصاص داده است. در تنكابن اين تخليه 100% مي‌باشد يعني روزانه بالغ بر 250 تن زباله شهري به مدت بيش از 10 سال است كه به اعماق جنگلهاي دوهزار نزديك روستاي (پرده سر) روانه مي‌شود. شيرابه‌هاي اين قله عظيم زباله در طي اين سال‌ها تمام بستر را اشباع نموده است، سرريز آب همراه رواناب‌هاي تحت ارضي به سوي رودخانه‌ها هدايت مي‌شود. آنچه كه وارد مجاري سفره‌ها و آب خوان‌هاي زيرزميني شده چشمه‌ها و چاه‌هاي پائين دست نفوذ مي‌نمايد و... البته دهها مورد ديگر از اثرات زيان بار زباله را نگارنده با فيلم و عكس نشان داده ام در كنار اين زباله، زباله‌هاي مسافران فصلي در حاشيه راه‌ها كه تا ماه آبان نيز با چهره زشت خود دهن كجي مي‌نمايد بر زمين مي‌ماند. تا بادهاي شديد پاييزي آن را به اعماق كوه‌ها و جنگلها بكشاند و آنچه كه قابل حمل باد نيست  خوراك جانوارن شود.
                                                                                 پرویز مشهدی