گزارش برنامه
جستجو برای یافتن 8 کوهنورد گم شده در کوه های تنکابن| جستجو برای یافتن 8 کوهنورد گم شده در کوه های تنکابن |
|
|
| نویسنده مدیر | |
|
در تاریخ 10/6/89 یک تیم 8 نفره به نام های خانم ها بهنوش شریفی ، مریم لاوی، فاطمه باباخانی و آقایان وحید عامری(سرپرست)، علی موقر ، خسرو خندان، محمد خندان و فرهاد یوسفی جهت پیمایش دره دوهزار از تهران عازم الموت شدند و در ساعت 13 روز پنجشنبه 11/6/89 اعلام نمودند که در پای قله خش چال می باشند و پس از آن کلیه ارتباطات آنها قطع گردید. روز 12/6/89 روز انتظار تماس بود که بی حاصل شد و موجبات نگرانی ها را فراهم نمود زیرا افراد همگی کارمند بودند و می بایست روز شنبه در تهران سر کار خود می بودند. روزشنبه بچه های انجمن آقایان بابازاده، قباد و نظام دوست به بنده زنگ زدند و موضوع را مطرح نمودند روز یکشنبه 2تن از اعضای خانواده های گم شدگان به همراه 4 نفر از کوهنوردان تهران به سرپرستی آقای قباد به تنکابن آمدند. با آنها جلسه ای گذاشته شد و در نهایت متوجه شدیم که آنها در حد فاصل قلل خش چال و نیاردره به سمت شمال موقعیت خود را از دست داده اند و در انبوه جنگل سرگردانند. از فرمانداری تنکابن، هیئت کوهنوردی مازندران، هلال احمر تنکابن و بعداً مرکز استان تقاضای هلیکوپتر نمودیم که با جواب منفی آنها مواجه شدیم. فرمانداری و هلال احمر ساعت 3 بعد ازظهردر روستای درجان، آخرین آبادی کوهستانی جنوبی تنکابن در سه هزار، بازدید و افطاری داشتند. با توجه به اینکه منطقه فاقد آنتن موبایل است ارتباط بعدازظهر ما با مدیران دولتی ذی ربط قطع شد؛ در حالیکه مسئول ستاد حوادث غیرمترقبه شخص فرماندار می باشد و جمعیت هلال احمر نیز پشتیبان حوادث است. لذا با قزوین و تهران تماس گرفتیم و اعزام تیم موتورسواران را از خش چال به سمت اشکور پیشنهاد دادیم. ساعت 5 بعدازظهر یکشنبه 14/6/89 با تماس یکی از گمشدگان از سلامت و موقعیت جغرافیایی گروه اطلاع پیدا کردیم. ساعت 7 همان روز جلسه دوم ما تشکیل شد و خیل عظیم کوهنوردان تنکابن، تهران، مشهد، شاهرود و قزوین جهت جست جو و نجات اعلام آمادگی نمودند. ساعت 5/8 شب در قالب یک تیم ، 10نفر از کوهنوردان تنکابنی به همراه بچه هایی که از تهران آمده بودند با تجهیزات فراوان و آذوقه عازم منطقه شدیم و ساعت 1 شب در میان لات کمپ ها را برقرار نمودیم و با برپایی آتش موقعیت خودمان را به آنها اعلام نمودیم (چون در بیشتر مسیر و محل کمپ موبایل ها آنتن نداشتند) آنچه گمان ما بود، که بعدها صحت آن توسط گمشدگان تأیید شد، این بود که آنها از قله خش چال به سمت زیور چال و آنگاه قله آروی به سمت شمال غربی سرازیر شدند و بعداً به سمت شرق تغییر جهت داده و روی یال طولانی اشکور به خش چال آمدند و از همان جا به سوی پلیم دشت و قله های لیلان و ری کوه حرکت نمودند بدون آنکه بدانند موقعیت شان کجاست. سرانجام روز شنبه وارد جنگل های آن سوی لیلان ، حدفاصل اسب چین و لانه سر روی خط الرأس خش چال به سیالان و یال شیرکوه به ری کوه قرار گرفتند. خوشبختانه عواملی مانند مه، طوفان، بهمن، کولاک، صائقه، سیل، برف و باران، سرما و گرما آنها را تهدید نمی کرد. از طرفی جوان بودن تیم که همگی تحصیلات عالیه داشتند با مقاومت بدنی و ذکاوت و هوشیاری مضاف بر علل فوق گردید تا سالم بمانند در غیر اینصورت منطقه مورد اشاره از مناطق حادثه خیز و پرمخاطره می باشد. دیواره ها، صخره ها، پرتگاه ها، آبشارها، سرشاخه های فعال، جنگل انبوه در شرایط مه گرفتگی یا بارش و بوران مجال هرگونه حرکت را از کوهنورد سلب می نماید. به هر روی صبح روز دوشنبه 15/6/89 با GPS و نقشه توپوگرافی در قالب 3 تیم به سوی جنوب غربی، جنوب و جنوب شرقی شدیم. ساعت 10صبح مجدداً فراخوان نموده یک تیم به همراه بیسیم به منطقه ای که موبایل آنتن داشت رفتند و تیم دیگر نیز با بیسیم با آنها در ارتباط بود. در آخرین تماس با آنها متوجه موقعیت نهایی آنها شدیم و به فرمانداری و هلال احمر موقعیت آنها را اعلام نمودیم. ساعت 11 یک فروند هلیکوپتر بر فراز سر ما ظاهر شد. پس از چند دور گشت زدن در روستای نوشا فرود آمد و گمشدگان را که اکنون یافته شدند سوار کرده و به تنکابن رفتند. تیم ما نیززمینی خود را ساعت 4 بعدازظهر به تنکابن رساند و در دفتر هیئت کوهنوردی جلسه ای مشترک تشکیل شد. گزارش چگونگی گم شدن آنها را شنیدیم و از سرپرست برنامه انتقاد شد؛ زیرا بدون شناخت قبلی وارد محیطی شد که بسیار پرخطر بود. سپس از تمامی افرادی که در برنامه جستجو شرکت نمودند قدردانی شد و بعد از گرفتن عکس، با آرزوی دیدار مجدد از یکدیگر خداحافظی نمودند. جالب توجه اینکه هلال احمر به سیاق سابق پیوسته سعی در این دارد که با یک خط موازی، با استفاده از امکانات فراوان دولتی در آخرین دقایق موضوع را تماماً به نفع خود به پایان برد. ابتدا سعی دارند از تمام ظرفیت های کوهنوردی بهره گرفته و سر انجام در دقیقه 90 کار را به نام جمعیت تمام نمایند و هرچه بیشتر پتانسیل کوهنوردی شهر را بی اهمیت جلوه دهند. سال هاست که ما را جدی نمی گیرند علیرغم اینکه بارها تقاضای سامان دهی کوهنوردان تعلیم دیده در حوزه امداد و جستجو و نجات را توسط ستاد حوادث یا جمعیت هلال احمر داده ایم ولی کو گوش شنوا. به هر روی باز هم به آنها و آقای فرماندار دست مریزاد می گوییم و از توجه شان نسبت به موضوع قدردانی می نماییم. جا دارد که از کوهنوردان تنکابنی آقایان محمدصادق مشایخی، علیرضا فلاحتکار، مجتبی معتمدی، محسن بیگی، ابوطالب اشکواری، بهنام مرغوب، بهزاد مرغوب، نیما شهسواری، یوسف محمدی، یونس شاه منصوری و خانم آذر نوذری به دلیل حضور در صحنه امداد و تلاش بی شائبه و نوع دوستانه شان بدون هیچگونه چشم داشتی از ارگان، نهاد، سازمان و اشخاصی صرفاً به دلیل تفکر انسان دوستانه شان وقت هزینه نمودند، قدردانی و تشکر ویژه نموده و همچنین از عزیزانی که از تهران تشریف آورده و با عشق واشتیاق فراوان و احساس مسئولیت بالا بدون کوچکترین توقع از کسی از جان و مال خود مایه گذاشتند کمال تشکر را داریم. پرویز مشهدی |




