| یادآوری های اخلاقی UIAA |
|
|
| نویسنده مدیر | |
![]() در سایت رسمی UIAA به مطلبی برخوردم که فکر کردم مطرح کردنش خالی از لطف نیست. فکر می کنم میشه عنوان اون مطلب رو به "بیانیه اخلاق در کوهنوردی" فدراسیون جهانی تشبیه کرد. اول میخواستم ترجمه اش کنم اما بعد فکر کردم شاید بهتر باشه متن رو برگردان کنم و بعضی جاها هم از تجربیات خودم یا دیگران در مورد هر موضوع مطرح شده استفاده کنم. فکر می کنم این متن رو کمی ایرانی تر میکنه! ǣ مسئولیت فردی: کوهنوردان و سنگنوردها فعالیت ورزشیشون رو در فضایی انجام می دن که احتمال خطر در اون همیشه وجود داره و همین طور ممکنه شانسی برای دریافت کمک خارجی در موقع لزوم وجود نداشته باشه. افرادی که این رو هرگز فراموش نکنند میدونن که بیش از هر کسی خودشون مسئول حفظ سلامتیشون هستن. این ها همون افراد باهوشی هستن که زنده و در نهایت سلامت ممکن در شرایط موجود از کوه بر می گردن. همین طور این احساس مسئولیت باعث خواهد شد اونها خطری برای خودشون، اطرافیان و طبیعت اطراف ایجاد نکنن. یادم نمیره روزی رو که عزیزی کارگاه فرودش رو در جایی زد که بهش هیچ اعتمادی نبود. ما اون روز همه فرود اومدیم و هنوز هم زنده ایم. اما همه چیز می تونست طور دیگه ای اتفاق بیفته، ما فقط خوش شانس بودیم. در تجربه ای دیگه، کوهنوردی در صعود زمستانی دماوند شرکت کرد در حالی که از چند روز قبل به شدت سرما خورده بود!! اون تا بارگاه سوم هم رفت. اما روز قله بالاخره از عقلش کمک گرفت و دیگه بالاتر نرفت. می دونید چرا؟ چون در اون زمان دیگه نگاه معنی دار هم تیمی هاش که تو مارو تنها گذاشتی و... براش مهم نبود. اون احساس کرده بود خطر چقدر نزدیکه. با کمک دو همنورد عاقل ترش، به سمت گوسفندسرا حرکت کرد ( این مسیر کوتاه بیش از 10 ساعت وقت گرفت) و خلاصه این که بعد از 2 ماه زجر کشیدن از HAPE که دچارش شده بود خلاص شد. این دوستمون اگرچه کمی دیر از فکرش استفاده کرد، امروز هنوز در بین ما است. ǣ روح تیمی: برای اعضای هر تیم این یک وظیفه است که در ایجاد تعادل در نیازها و توانایی های اعضای گروه همکاری کنند. من خاطرات زیادی از نبودن روح تیمی در صعود و تبعات بد اون دارم. شاید شما هم...! چیزی که هست تجربه کوهنوردی مدرن در کشورهای با سابقه نشون داده که تیمی که تیم باشه موفق تره! حالا از تجربه های کشور خودمون در کوه و خارج از اون بگذریم. ǣ جامعه کوهنوردی: هر آدمی که در کوه یا پای یه دیواره باهاش برخوردمی کنیم، فارغ از اینکه چقدر کوهنورده(!) شایسته احترام و یک برخورد مناسبه. نباید فراموش کنیم که نوع فعالیت ما در طبیعت همراه با سختی و تلاش زیادیه. حالا این وسط اگه ما حال هم رو نگیریم خیلی بهتره! احترام گذاشتن به دیگران همون قدر خوبه که لذت برخوردار بودن از احترام. باور کنید... ǣصعودهای خارجی: من که در یک برنامه صعود خارجی (و برنامه های مشابه صعود) شرکت دارم، مهمان مردم اون کشورم. اصول حرفه ای به کنار، ادب حکم می کنه به میزبان، عقایدش، و ارزش هاش احترام بذارم. و همین طور یادم نره خودم کی هستم! در عرض دو ساعت تبدیل نشم به یه آدم دیگه.من نباید رو قله آراگات از صلیب آویزون بشم، چون راهنمای ارمنی مهربون و مودب تیمم ناراحت میشه. دلیلی نداره از خانم آشپز کمپ 3، خانم مسئول پذیرش هتل، خانم کوهنوردی که لبه یخچال نشسته داره کتاب می خونه، خانم راننده تاکسی، خانم دکتر کمپ و... بخوام با من عکس بگیره!!! دلیلی نداره پاشم برم 3 تا میز اونورتر بگم آقا مشروب خوردن شما منو اذیت میکنه. ناراحتم، می تونم جام رو عوض کنم یا برم بیرون!!! اگه کسی رفتار دوستانه ای داره، منم می تونم دوستانه باهاش برخورد کنم، ولی اگه نه، واقعا لازم نیست تمام 20 روز صعود هر وقت میبینمش بهش سلام کنم، هر بار چیزی می خورم بهش تعارف کنم و... ǣ مسئولیت های راهنماهای کوهستان و برگزار کنندگان: من که یک راهنمای کوهستان، راهنمای گردشگری طبیعت، برگزار کننده تور و ... هستم باید مسئولیت های این کار رو بشناسم. باید بدونم افرادی که در برنامه شرکت می کنند چه وظایف و حقوقی دارن. باید بدونم که اصول این کاری که انجام می دم چی هستن. و از همه مهم تر باید بدونم من وام دار اعتماد کسانی هستم که عزیزانشون رو به من سپردن. حالا چه در برنامه صعود به ارتفاعات جمشیدیه(!!)، چه K2. البته دوستی میگفت این موضوع اصلا لازم نیست. دوستی داشت که 5 سال بود شاگرد تعمیرگاه بود و هنوز اوستا نشده بود. ولی خودش 2 هفته دنبال کاراش دویده بود (البته برای همه ما گرفتن مجوز 2 هفته وقت نمی گیره ها! بستگی داره به...) و الان 2 سال بود سرپرست گروه بود. خیلی هم راضی بود!! می گفت کاروبار خیلی خوبه. زیر 5 تا مینی بوس نبردم تاحالا، چون خیلی خبره ام تو این کار... ǣ وضعیت های بحرانی و مرگ: وضعیت های بحرانی همیشه در کوه میتونن پیش بیان. این شما هستید که در زمان ممکن باید یاد بگیرید با این وقایع چطور باید برخورد کرد و همین طور تکنیک ها و اصولی رو که با استفاده از اون ها میشه احتمال بروز خطر رو کاهش داد میشه کم کم یاد گرفت. یادم نمیره دو سه سال پیش تو یک کلاس دو روزه پزشکی کوهستان با جمعی از دوستان شرکت کرده بودیم. در آخر اون دو روز من کلی خندیدم از اینکه غیر از یکی دو نفر از افراد حاضر در کلاس 20-30 نفر دیگه همه داشتن تقلب میکردن تو جواب دادن به سوال هایی تو دو روز گذشته بارها از اونها صحبت شده بود. اون موقع هنوز کلاس پزشکی کوهستان خیلی کم برگزار شده بود و خیلی از شرکت کننده ها از شهرهای دوری اومده بودند. من با خودم فکر کردم یه برگ گواهی (که البته بعدا برای من هم با ارزش شد چون برای گرفتنش در 3 سفر به تهران 3 بار به فدراسیون رفتم) چقدر ارزش داره که این همه آدم بخاطرش تا اینجا اومدن، کلی هزینه کردن و حتی تو کلاسش سعی نکردن چیزی یاد بگیرن. حالا اگه یه جایی گیر بیفتن این آدما و لازم باشه مثلا برای حفاظت دست از سرما دستکش دستشون کنن، از کی میخوان تقلب کنن اون بالا وسط برف تو کوه؟!یه نکته مهم دیگه هم اینکه به هر حال در ارتفاعات ممکنه اتفاقات تلخ از جمله مرگ رخ بدن. مخصوصا وقتی که ما هر کسی رو که چند میلیون پول داشته باشه حاضریم ببریم تو ارتفاع. پولش برسه 8000ای هم می بریمش. ولی حداقل کاری که لازمه اینه که برگزار کننده برنامه این مسایل رو به افراد شرکت کننده در برنامش توضیح بده. آمادگی ذهنی در هر موردی میتونه کمک کنه در موقع بروز اون وضعیت ما عملکرد بهتر و پاسخ سریع تری داشته باشیم. ǣ حفاظت از طبیعت: حالا نمیگیم مثل کره کلا روشن کردن آتش در طبیعت قدغن، یا مثل آمریکا و خیلی دیگه از این غربی های بد بد همراه با سخت گیری های بسیار زیاد. اما به هرچی که اعتقاد داریم، این طبیعت رو چه کنار جاده دوهزار باشه، چه رودبارک (رودبارک هنوز هم یه کم طبیعت داره به خدا)، چه نوک دماوند (درد اینه که ما کوهنوردها خیلی هامون...) یه کم باهاش مهربونتر باشیم. اصلا نسل بعد رو بی خیال، اونا که زاینده رود ندارن، دریاچه ارومیه ندارن،...ندارن، ... ندارن، ...ندارن، خوب طبیعت هم روش. ما خودمون که هستیم که. شما تو دریاسر قدم بزنید قبل و بعد از همایش گل ها (!!!!) بعد ببینید حساتون با هم فرق می کنن یا نه! به خدا یه جایی تمیز باشه خودتون بیشتر ازش لذت می برین.یادم نمیره یه بنده خدایی که یه عالمه از همون مدرک هایی که بالاتر گفتم داشت، مربی رسمی سنگ، کوه، برف، غار، یخ، امداد و نجات، مدیریت بحران، اسکی، ... و ... هم بود ( همشو بگم خیلی میشه). این آقا بخش آخر تدریسش رو یه روزی تو کلاس کوهپیمایی گذاشت در مورد طبیعت و لزوم حفظ اون. ما کوهنوردان...، ما حافظان طبیعت...، بنده خودم...، بنده خودم... . حتی یادم میاد چند بار از واژه ثقیل NGO استفاده کرد! خلاصه، من هم اون آخر کلاس نشسته بودم و لذت میبردم. چون ارادت قلبی و قبلی داشتم به ایشون، بهره ای که من می بردم از کلاسشون بیش از دیگران بود واقعا! کلاس تموم شد و همه به خوبی و خوشی به سمت پایین حرکت کردیم. جنگل های زیبای عباس آباد، چه سکوتی، چه هوایی، که یهو این عزیز دل 2 تا بطری 1.5 لیتری خالی نوشابه رو چپوند توی شکاف یه درخت تنومند. از شانسش اما بعضی از دوستان این اتفاق بامزه رو (شایدم دردناک) دیدن و تمام بقیه روز من و یکی از دوستان دیگه به این گذشت که جوان های عزیز رو روشن کنیم که نه ایشون قصدش این نبود، ایشون بطری ها رو گذاشت که ما بر داریمشون، ایشون... .و من هنوز بعد از سال ها گاهی که یاد اون روز میفتم به خودم میگم، ما هنوز خیلی کار داریم! ǣ هیس!: هنرمند اونه که بیاد و بره و تو کوه آب از آب تکون نخوره! این حرف زیاد زده شده اینه که من دیگی کشش نمیدم. ǣ اولین صعود: کشور ما هنوز هم مناطق زیادی از دیواره تا کوه برای صعود و یا معرفی داره. این کار خیلی ارزشمنده. اما از اون مهم تر اینه که اولا ما برای یکی از این اولین بودن ها هر کاری نکنیم و دوم اینکه مهم تر از اون گزارش مناسبی از تمام ماجرا از آغاز تا پایان در اختیار دیگران قرار بدیم. مثلا شرح جزئیات صعود به یک دیواره و... . ǣحمایت مالی، تبلیغات و روابط عمومی: "رابطه بین کوهنوردان و گروه های کوهنوردی و اسپانسر ها باید به نحوی باشد که در خدمت ارتقا کوهنوردی قرار گیرد". همینطور لازمه که کوهنورد ها برای ارتقای فرهنگ عمومی در رابطه با طبیعت و شناخت درست از ورزش های طبیعت تلاش کنن. ǣ استفاده از کپسول اکسیژن: استفاده یا عدم استفاده از کپسول یک انتخاب شخصیه. اما اگر کوهنوردی از کپسول استفاده کرد نباید کپسول رو همون بالا بذاره و برگرده. وظیفه اون یا تیم تجاری صعودشون اینه که باقی مانده ها رو به مکان مناسب منتقل کنن. ǣ صعودهای تجاری ارتفاع بالا:موسسات برگزار کننده صعودهای تجاری به ارتفاعات بالا ( 6000≤) لازمه که در مورد سلامتی و وجود توان فیزیکی و روانی حداقل در شرکت کننده ها در برنامه هاشون خیلی دقت کنند. این موضوع شاید در کشور ما لازمه حتی بیشتر از اونچه فدراسیون جهانی به اون اشاه کرده مورد توجه قرار بگیره. منبع: theuiaa.org گردآوری و ... فریدون فرقانی |





